سيد علي اكبر قرشي

56

قاموس قرآن ( فارسي )

نيست . و از همين ماده ، اذن بمعنى علم استعمال شده در صورتى كه متعدى با باء باشد مثل * ( « فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ الله وَرَسُولِه » ) * بقره : 279 يعنى يقين كنيد بجنگ با خدا و رسول . به نظر ميآيد كه معناى علم به آن اشراب شده است و يا علميكه از شنيدن حاصل شود ، يعنى گوش كنيد و بدانيد كه با خدا و رسول در جنگيد . نا گفته نماند : فرق ما بين اذن بمعنى گوش دادن و اطاعت و اذن بمعنى علم ، آن است كه اوّلى با لام و الى و دوّمى با باء متعدّى مىشود براى مزيد توضيح به « اذن » بر وزن علم رجوع شود . اذْن : ( بر وزن علم ) در قرآن مجيد بمعنى اجازه ، اراده ، اعلام ، اطاعت ، و علم به كار رفته ، ولى مىشود گفت كه ريشهء اذن بمعنى اطاعت و علم از اذن ( بر وزن عنق ) است كه گذشت و ريشهء اذن بمعنى اجازه و اراده و اعلام از اذن ( بر وزن علم ) است . در قاموس هست « اذن به : علم و اذن له فى الشيء : اباحه له اذن اليه و له : استمع » بدين طريق مىبينيم فعل اذن چون با باء متعدى باشد بمعنى علم ، و چون با لام باشد بمعنى اجازه و گوش دادن و چنانچه با الى باشد فقط بمعنى استماع و گوش دادن است . در تمام قرآن كريم فقط در سه محلّ با باء متعدى شده است 1 - * ( « فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ الله وَرَسُولِه » ) * كه گذشت . 2 - * ( « أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ ما لَمْ يَأْذَنْ بِه الله » ) * شورى : 21 بنا بر آنكه از قاموس نقل شد معناى آيه چنين است ، يا براى آنها شريكانى هست به آنها دينى آورده‌اند كه خدا نميداند . ولى ارباب تفسير « يأذن » را در آيهء شريفه بمعنى اجازه گرفته و « ام » را در صدر آيه « بل » معنى كرده‌اند و اين بر خلاف متعدى شدن اذن با باء است . 3 - * ( « وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ » ) * ( حج 27 ) ميان مردم حج را اعلام كن . در ساير جاهاى قرآن كه بمعنى